نجات خانواده سرگردان در بیابان!

Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.

چند روز پیش که تعطیلات عید غدیر و جمعه شرایط خوبی را برای سفر آماده کرده بودند. با دو نفر از دوستان تصمیم گرفتیم از طبیعت سبز دل بکنیم، آب و کوه و درختان را رها کنیم و به دل بیابان بزنیم!

بیابانگردی هم چالش های خاص خودش را دارد و همینطور زیبایی هایش را!

مسیر را قبلا هم رفته بودیم و مقصد «دشت میدان» خونی بود. همانطور که از نامش پیداست رفتن به این بیابان چندان هم عاقلانه نیست. جایی که نه آب دارد و نه علف! حتی خون و خونریزی هم دارد.

کمی در مورد میدان خونی یا میدا خونی بگویم:

این دشت که در ارتفاعات قرار دارد. بر خلاف سایر بلندی ها کوه نیست و تماما خاک است! جایی مناسب برای آفرود!

از نظر موقعیت جغرافیایی جایی بین درگز و قوچان، و در خراسان رضوی قرار گرفته. درست مسیر کاروان هایی که در گذشته از عشق آباد «ترکمنستان» به قوچان و سپس شمال کشور یا سمت مشهد میرفتند. از همین دشت میگذشت و یه جورایی شاهراه محسوب میشده.

نام خون بارش هم ریشه در زمستان های سخت این ناحیه دارد و همچنین گرگها!

میدان خونی

در مورد نامش که از بزرگان محلی پرسیدم گفتند؛ زمستان که میشود تعداد زیادی گرگ در این دشت جلوی هر جنبنده ای را میگیرند و اگر خوردنی باشد میخورند. فرقی ندارد انسان باشد با حیوان. گفته میشود در گذشته یک کاروان به همین شکل توسط گرگها دریده شده اند و نام میدان خونی را به همین خاطر بر این دشت نهاده اند.

برگردیم به ماجراجویی خودمان؛ پس از سختی های زیاد و خاک فراوان خوردن ما سه نفر به به میدان خونی رسیدیم، در حال عکاسی بودیم که از دور چند نفر پیاده را دیدیم. چه جالب به جز ما بیابنگردان دیگری هم در این ناحیه هستند.

کمی که نزدیکتر شدیم. جواد که چشمانش تیز بین تر از ما بود گفت خدای من این خانواده با بچه های کوچک اینجا چکار میکنن! با شنیدن این جمله دقیق تر شدیم. ابی هم تایید کرد که درست است و خانواده میبینید.

وقتی به این بیابانگردان عزیز رسیدیم تازه فهمیدیم اینان راه گم کردگانی هستند که اسیر میدان خونی شده اند!

ای بابا شما اینجا چکار میکنید؟
هیچی به ما گفتن این راه یه میانبر است، بین درگز و قوچان ما هم آمدیم، ماشین مان در راه گیر کرد و الان یه ساعتی میشه دور خودمون میچرخیم!

بله این سرنوشت کسی است که بی گدار به آب میزند. در جوابش همین جمله را گفتم؛ قدیمی ها گفتن بیراه مرو اگرچه دور باشد راه!

آبی را که همراه داشتیم، دادیم بچه ها خوردند و از پدر خانواده سراغ ماشین را گرفتیم. پس از مدتی رانندگی در جاده بیابانی به محل حادثه رسیدیم. دره ای که شیبش از هر دو طرف بیشتر از ۶۰ درجه بود و داخلش آنقدر فضا کم بود که ماشین نمیتوانست سرو ته شود.

به هر حال پس از ساعتی تلاش و استفاده از ابزار موجود در محل «سنگ و بوته» و طناب که در وانت ابی داشتیم ماشین را بیرون آوردیم. ماجراجویی ما هم این بار به نجات این خانواده ختم شد. پس از آن آنها را همراهی کردیم تا به جاده ماشین رو رسیدند و ما هم به خانه بازگشتیم.

در ادامه تصاویری از این امداد و نجات بیابان را خواهید دید.

Did you find apk for android? You can find new Free Android Games and apps.

‏2 دیدگاه در نوشته‌ی “نجات خانواده سرگردان در بیابان!

  1. خاطره و ناصر

    چه وحشتناک. شما هم که فرشته نجات این خانواده شدید معلوم نیست اگر شما سر راهشون قرار نمیگرفتین چه بلایی سرشون میومد!!!!